رنگ
از برخی کارها سخت می شود چشم پوشی کرد یا وقت نگذاشت و ندید. از وقتی خبر نمایش 7 تابلو بهرام دبیری را در روزنامه خواندم، همه اش فکر می کردم باید بروم و ببینم. شاید آخرین نفری بودم که به گالری سیحون رفتم. روز آخر ساعت 6:55 دقیقه ،بعد از 2 ساعت در ترافیک همت ماندن و در حالی که مدام تماس می گرفتند تا به خانه بروم.... بالاخره دیدمشان.
7 تابلو، با رنگهایی درخشان از صورت 7 زن که زمینه تیره آنها را هرچه برجسته تر کرده بود. اسم مجموعه "نئو کلاسیک ها" بود، برگرفته از نقاشی دوران مانی (قرن 3) و بعدها شاهنامه های مکتب شیراز (قرن 7).
یک تابلو که چند پیکره مرد را در پس زمینه تیره با خطهایی سیاه شبح وار کشیده شده بود، مرا کمی یاد مجسمه های یونانیها و رومیها می انداخت.
صورت زنها امروزی بودند. اید حتی شاید بینی صاف و عمل کرده! ولی روح نقاشی انگار از اعماق گذشته می آمد. زمینه سبز که شاید آدم را یاد سبزه یک دشت بیاندازد، واقعاً آخرین باری که زنی را در پس زمینه یک دشت سبز دیده اید کی بود؟ ... گندم! کبوتر! ....

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۱۱/۱۳ ساعت 13:9 توسط حسینی
|